پانـزده مـاده خـوراکي براي تسکيـن دردها

احساس درد جدای اینکه می تواند نشانه بیماری و اختلال در عملکرد سیستم های داخلی بدن باشد، حس ناخوشایندی است که حتی بعضی مواقع باعث مختل شدن فعالیت های طبیعی و روزانه فرد می شود. در این ایمیل بعضی از مواد غذایی که برای تسکین دردهای مختلف به کار می روند را برای شما دوستان یادآوری می کنیم:

 1. گرفتگی عضله پا > آب گوجه فرنگی:

 نتایج تحقیقات نشان می دهد از هر ۵ نفر حداقل یک نفر به طور دائم دچار گرفتگی عضله پا می شود. علت این ناراحتی کمبود پتاسیم و کلسیم است. با مصرف روزی حدود یک پیمانه آب گوجه فرنگی که سرشار از پتاسیم است، خطر بروز گرفتگی های دردناک عضله در عرض ۱۰ روز کاهش می یابد.

2. درد سینه > دانه کتان:

 نتایج بررسی های اخیر نشان می دهد، افزودن ۳ قاشق غذاخوری دانه کتان آسیاب شده به غذای روزانه، در عرض ۱۲ هفته درد سینه زنان را کاهش می دهد. محققان معتقدند، فیتواستروژن موجود در دانه کتان مانع از بالا رفتن میزان استروژن که درد سینه را ایجاد می کند، می شود.

3. آفت یا زخم دهان > عسل:

 روزی ۴ بار کمی عسل طبیعی را روی آفت یا زخم ها بمالید تا از بین برود. استفاده از عسل روند درمان آفت را ۴۳ درصد سرعت می بخشد. محققان می گویند: آنزیم های طبیعی موجود در عسل طبیعی، التهاب را از بین می برد؛ با ویروس های مهاجم مقابله می کند و التیام بافت های آسیب دیده را سرعت می بخشد.

4. سینوزیت > ترب کوهی:

 سینوزیت که بسیار شایع است علاوه بر گرفتگی بینی و درد پیشانی و صورت باعث می شود بیمار احساس درد وسیع تر و بیشتری داشته باشد. به گفته محققان آلمانی، ترب کوهی جریان خون به حفره های سینوزیت ها را تقویت می کند، سینوزیت های گرفته را باز می کند و عفونت های سینوزیت را نسبت به اسپری های رفع احتقان سریع تر درمان می کند.

5. دردمفصل > آب:

 درد پا، زانو، شانه و... را با مصرف روزی ۸ لیوان آب در عرض یک هفته برطرف کنید. به گفته محققان آب عنصر سازنده غضروف است که از قسمت انتهای استخوان و مفصل ها محافظت می کند، مایعات موجود در بدن و دیسک های نرم در ستون فقرات را نرم و روان می کند.

6. کمردرد > انگور:

 نتایج بررسی های اخیر نشان می دهد مصرف روزی یک پیمانه انگور جریان خون به بافت های آسیب دیده کمر را بهبود می بخشد. بنابراین مصرف این میوه برای بهبود جریان خون و درمان بافت های آسیب دیده کمر لازم است.

7. درد عضله > نعناع:

 ۳ بار در هفته، در وان آب حاوی ۱۰ قطره روغن نعناع قرار بگیرید. آب ولرم باعث شل شدن عضله و روغن نعناع به طور طبیعی عصب را آرام خواهد کرد. تاثیر ترکیب آب ولرم و روغن نعناع در کاهش درد ۲۵ درصد بیشتر از داروهای شیمیایی است.

8. ناراحتی گوارشی > آناناس:

 مصرف روزی یک پیمانه آناناس تازه، نفخ های دردناک را در عرض ۷۲ ساعت کاهش می دهد. آناناس سرشار از آنزیمی است که با کمک به سیستم گوارشی پروتئین های دردزا در معده و روده کوچک را سریع تر می شکند.

9. دردو عفونت پا > نمک:

 برای رفع درد ناخن های فرورفته در گوشت انگشت، به طور منظم پا را در آب ولرم حاوی نمک خیس کنید تا عفونت و درد در عرض ۴ روز برطرف شود. به گفته محققان دانشگاه نمک به طور طبیعی التهاب را از بین می برد، خاصیت ضدباکتریایی آن نیز به سرعت میکروب هایی را که باعث ورم می شود از بین می رود. کافی است در هر یک لیوان آب ولرم، یک قاشق مرباخوری نمک اضافه کنید و روزی ۲ بار به مدت ۲۰ دقیقه پا را خیس کنید تا عفونت از بین برود.

10. درد مزمن > زردچوبه:

 نتایج بررسی ها نشان می دهد، زردچوبه نسبت به آسپرین یا ایبوپروفن در تسکین درد ۳ برابر موثرتر است. زردچوبه ۵۰ درصد از درد بیماران آرتریت را کاهش می دهد. کورکومین، ماده فعال موجود در این ادویه، آنزیم تولیدکننده هورمون های دردزا را متوقف می کند. کافی است روزی یک چهارم قاشق مرباخوری از این ادویه مصرف کنید.

11. علایم قاعدگی > ماست:

 ۸۰ درصد زنان به علایم ناراحت کننده قاعدگی مبتلا می شوند، زیرا سیستم عصبی به بالا و پایین رفتن استروژن و پروژسترون که به طور طبیعی هر ماه رخ می دهد، حساس است. اما با مصرف روزی ۲ پیمانه ماست این علایم ۴۸ درصد کاهش پیدا می کند. به گفته محققان ماست غنی از کلسیم است که به طور طبیعی سیستم عصبی را آرام می کند و مانع از بروز علایم دردناک می شود.

12. ناراحتی معده > ماهی:

 سوءهاضمه، سندروم روده تحریک پذیر و بیماری التهاب روده را با خوردن هفته ای نیم کیلوگرم ماهی برطرف کنید. نتایج بررسی ها نشان می دهد اسیدهای چرب موجود در ماهی به نام های "DHA" و "EPA"، به طور چشمگیری التهاب روده، گرفتگی عضله و درد معده را برطرف می کند. در برخی موارد همانند داروها به فرد تسکین می بخشد. "DHA" و "EPA"ضد التهابی قوی، طبیعی و بدون عارضه است که به طور موثر عملکرد سیستم گوارشی را بهبود می بخشد.

13. گوش درد > روغن سیر:

 محققان معتقدند، مواد فعال در سیر به طور طبیعی باکتری های دردزا را از بین می برد. برای تهیه روغن سیر، ۳ حبه سیر را در نصف پیمانه روغن زیتون به مدت ۲ دقیقه به آرامی بپزید، صاف کنید. این روغن به مدت ۲ هفته قابل نگه داری در یخچال است.

14. درد مفصل و سردرد > گیلاس:

 نتایج بررسی ها نشان می دهد از هر ۴ زن حداقل یک نفر به درد آرتریت، نقرس و سردردهای مزمن مبتلاست. آنتوسیانین ترکیبی که رنگ قرمز به گیلاس می دهد خاصیت ضدالتهابی دارد و ۱۰ برابر از آسپرین قوی تر است. آنتوسیانین، آنزیم های ایجادکننده التهاب در بافت ها را متوقف می کند و در نتیجه مانع از بروز دردهای متفاوت می شود. مصرف روزی ۲۰ دانه گیلاس(تازه، یخ زده یا خشک) تا برطرف شدن درد، توصیه می شود.

15. درد عضله > زنجبیل:

 ماده ضد درد موجود در زنجبیل درد عضله، مفصل، سفت شدن و ورم عضله را در عرض ۲ ماه تا ۶۳ درصد کاهش می دهد. مصرف روزی حداقل یک قاشق مرباخوری خشک یا ۲ قاشق مرباخوری زنجبیل تازه برای افراد مبتلا به درد عضله توصیه می شود.

عوامل مهم تخریب مغزتان را بشناسید

 نخوردن صبحانه

اشخاصي که صبحانه نمي خورند، قند خونشان پايين مي آيد. بايد بدانيد که تنها منبع غذايي مغز، قند خون است. در نتيجه کاهش قند خون، باعث تخريب و اختلال در عملکرد مغز مي شود.

بيش از حد غذا خوردن

در افرادي که بيش از مقدار مورد نياز بدنشان، غذا مصرف مي کنند، خون رساني به مغز مشکل مي شود و به همين جهت، قدرت فکري آنها پايين مي آيد.

کشيدن سيگار

اشخاص سيگاري بايد بدانند که سيگار کشيدن باعث جمع شدن و کوچک شدن مغز مي شود و اين عامل باعث به وجود آمدن بيماري آلزايمر (فراموشي) مي گردد.

مصرف کردن بيش از حد مواد شيرين

وجود قند اضافي در بدن، باعث توقف جذب پروتئين و سوء تغذيه ناشي از آن و در نتيجه انحطاط مغز مي شود.

آلودگي هوا

مغز بيشترين مصرف کننده اکسيژن در بدن مي باشد. ورود هواي آلوده به بدن موجب کاهش اکسيژن بدن مي شود و به همين علت توانايي مغز پايين مي آيد.

کمبود خواب

خوابيدن باعث استراحت مغز مي گردد. اگر کمبود خواب به مدت طولاني ادامه يابد، موجب تسريع مرگ سلول هاي مغزي مي گردد.

کارکردن در بيماري

کار کردن زياد يا درس خواندن در هنگام بيماري، ممکن است موجب کاهش کارآيي مغز و آسيب آن گردد.

تفکر کم

فکر کردن باعث به جريان انداختن خون در مغز مي گردد. کساني که تمرکز و تفکر را کنار مي گذارند، موجب کوچک شدن مغز خود مي شوند.

به ندرت صحبت کردن

بحث کردن و صحبت هاي عقلاني با افراد ديگر، باعث افزايش کارآيي مغز مي گردد.

آیا میدانستید؟

آیا میدانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند را فارسی می‌دانند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، تمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش،فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور،هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.

آیا میدانستید که بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی در واقع عربی نیستند و اعراب آن‌ها را به معنایی که خود می‌دانند در نمی‌یابند؟ این واژه‌ها را ساختگی (جعلی) می‌نامند و بیشترشان ساختهٔ ترکان عثمانی است. از آن زمره‌اند:

ابتدایی (عرب می‌گوید: بدائی)، انقلاب (عرب می‌گوید: ثوره)، تجاوز (اعتداء)، تولید (انتاج)، تمدن (مدنیه)، جامعه (مجتمع)، جمعیت (سکان)، خجالت (حیا)، دخالت (مداخله)، مثبت (وضعی)، مسری (ساری)، مصرف (استهلاک)، مذاکره (مفاوضه)، ملت (شَعَب)، ملی (قومی)، ملیت (الجنسیه) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

بسیاری از واژه‌های عربی در زبان فارسی را نیز اعراب در زبان خود به معنی دیگری می‌فهمند، از آن زمره‌اند:

رقیب (عرب می‌فهمد: نگهبان)، شمایل (عرب می‌فهمد: طبع‌ها)، غرور (فریفتن)، لحیم (پرگوشت)، نفر (مردم)، وجه (چهره) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

آیا میدانستید که ما بسیاری از واژه‌های فارسی‌مان را به عربی و یا به فرنگی واگویی (تلفظ) می‌کنیم؟

این واژه‌های فارسی را یا اعراب از ما گرفته و عربی (معرب) کرده‌اند و دوباره به ما پس داده‌اند و یا از زبان‌های فرنگی، که این واژها را به طریقی از خود ما گرفته‌اند، دوباره به ما داده‌اند و از آن زمره‌اند:

- از عربی : فارسی (که پارسی بوده است)، خندق (که کندک بوده است)، دهقان (دهگان)، سُماق (سماک)، صندل (چندل)، فیل (پیل)، شطرنج (شتررنگ)، غربال (گربال)، یاقوت (یاکند)، طاس (تاس)، طراز (تراز)، نارنجی (نارنگی)، سفید (سپید)، قلعه (کلات)،خنجر (خون گر)، صلیب (چلیپا) و بسیاری از واژه‌های دیگر.

- از روسی : استکان: این واژه در اصل همان "دوستگانی" فارسی است که در فارسی قدیم به معنای جام شراب بزرگ و یا نوشیدن شراب از یک جام به افتخار دوست بوده است که از سدهٔ ١۶ میلادی از راه زبان‌ ترکی وارد زبان روسی شده و به شکل استکان درآمده است و اکنون در واژه‌نامه‌های فارسی آن را وام‌واژه‌ای روسی می‌دانند.

سارافون: این واژه در اصل "سراپا" ی فارسی بوده است که از راه زبان ترکی وارد زبان روسی شده و واگویی آن عوض شده است. اکنون سارافون به نوعی جامهٔ ملی زنانهٔ روسی گفته می‌شود که بلند و بدون آستین است.

پیژامه: همان " پای‌جامه" فارسی است که اکنون در زبان‌های انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و روسی pyjama نوشته شده و به کار می‌رود و آن‌ها مدعی وام دادن آن به ما هستند.

واژه‌های فراوانی در زبان‌های عربی، ترکی، روسی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نیز فارسی است و بسیاری از فارسی زبانان آن را نمی‌دانند. از آن جمله‌اند:

- کیوسک که از کوشک فارسی به معنی ساختمان بلند گرفته شده است و در تقریباً همهٔ زبان‌های اروپایی هست.

- شغال که در روسی shakal، در فرانسوی chakal، در انگلیسی jackal و در آلمانیSchakal نوشته می‌شود.

- کاروان که در روسی karavan، در فرانسوی caravane، در انگلیسی caravan و در آلمانی Karawane نوشته می‌شود.

- کاروانسرا که در روسی karvansarai، در فرانسوی caravanserail، در انگلیسی caravanserai و در آلمانی karawanserei نوشته می‌شود.

- پردیس به معنی بهشت که در فرانسوی paradis، در انگلیسی paradise و در آلمانی Paradies نوشته می‌شود.

- مشک که در فرانسوی musc، در انگلیسی musk و در آلمانی Moschus نوشته می‌شود.

- شربت که در فرانسوی sorbet، در انگلیسی sherbet و در آلمانی Sorbet نوشته می‌شود.

- بخشش که در انگلیسی baksheesh و در آلمانی Bakschisch نوشته می‌شود و در این زبان‌ها معنی رشوه هم می‌دهد.

- لشکر که در فرانسوی و انگلیسی lascar نوشته می‌شود و در این زبان‌ها به معنی ملوان هندی نیز هست.

- خاکی به معنی رنگ خاکی که در زبان‌های انگلیسی و آلمانی khaki نوشته می‌شود.

- کیمیا به معنی علم شیمی که در فرانسوی، در انگلیسی و در آلمانی نوشته می‌شود.

- ستاره که در فرانسوی astre در انگلیسی star و در آلمانی Stern نوشته می‌شود. Esther نیز که نام زن در این کشورهاست به همان معنی ستاره است.

 

برخی دیگر از نام‌های زنان در این کشور‌ها نیز فارسی است، مانند:

- Roxane که از واژهٔ فارسی رخشان به معنی درخشنده است و در فارسی نیز به همین معنی برای نام زنان روشنک وجود دارد.

- Jasmine که از واژهٔ فارسی یاسمن و نام گلی است.

- Lila که از واژهٔ فارسی لِیلاک به معنی یاس بنفش رنگ است.

- Ava که از واژهٔ فارسی آوا به معنی صدا یا آب است. مانند آوا گاردنر.

 

- واژه‌های فارسی موجود در زبان‌های عربی، ترکی و روسی را به دلیل فراوانی جداگانه خواهیم آورد.

آیا میدانستید که این عادت امروز ایرانیان که در جملات نهی‌کنندهٔ خود "ن" نفی را به جای "م" نهی به کار می‌برند از دیدگاه دستور زبان پارسی نادرست است؟

امروز ایرانیان هنگامی که می‌خواهند کسی را از کاری نهی کنند، به جای آن که مثلا بگویند: مکن! یا مگو! (یعنی به جای کاربرد م نهی) به نادرستی می‌گویند:

نکن! یا نگو! (یعنی ن نفی را به جای م نهی به کار می‌برند).

در پارسی، درست آن است که برای نهی کردن از چیزی، از م نهی استفاده شود، یعنی مثلاً باید گفت: مترس!، میازار!، مده!، مبادا! (نه نترس!، نیازار!، نده!، نبادا!) و تنها برای نفی کردن (یعنی منفی کردن فعلی) ن نفی به کار رود، مانند: من گفتهٔ او را باور نمی‌کنم، چند روزی است که رامین را ندیده‌ام. او در این باره چیزی نگفت.

آیا میدانستید که اصل و نسب برخی از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان پارسی در واژ‌ه‌ها عبارتی از یک زبان بیگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدهٔ آن وارد زبان ما شده است؟ به نمونه‌های زیر توجه کنید:

- هشلهف: مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه‌ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می‌تواند نازیبا و نچسب باشد، جملهٔ انگلیسی I shall have (به معنی من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژهٔ مسخره آمیز را برای هر واژهٔ عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه پارسی و چه بیگانه) به کار می‌برند.

 

- چُسان فُسان: از واژهٔ روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

- زِ پرتی: واژهٔ روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق‌های روسی در ایران است در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می‌افتاد دیگران می‌گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش دیگر به هم ریخته است.

- شِر و وِر: از واژهٔ فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

- فاستونی: پارچه ای است که نخستین بار در شهر باستون Boston در امریکا بافته شده است و بوستونی می‌گفته‌اند.

- اسکناس: از واژهٔ روسی Assignatsia که خود از واژهٔ فرانسوی Assignat به معنی برگهٔ دارای ضمانت گرفته شده است.

- فکسنی: از واژهٔ روسی Fkussni به معنی بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنی بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

- لگوری (دگوری هم می‌گویند): یادگار سربازخانه‌های ایران در دوران تصدی سوئدی‌ها است که به زبان آلمانی به فاحشهٔ کم‌بها یا فاحشهٔ نظامی می‌گفتند: Lagerhure.

- نخاله: یادگار سربازخانه‌های قزاق‌های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می‌گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.