مقدمه

آفريقا براي مردم ايران ناشناخته است به طوري كه تصوري كه مردمان ما نسبت به اين سرزمين و مردمان آن دارد به اينگونه است كه در اين قاره صحراهاي وسيع و لم يزرع، سرزمينهاي سوخته و بي آب و علف، مردمان سياه و شكمهاي برآمده از گرسنگي و بدنهاي نحيف كه توسط استعمارگران طي قرنها آن منطقه چپاول شده است.

اين تصور گرچه درست مي نمايد اما همه واقعيت نيست. آفريقا داراي ويژگي بسيار متضادي است كه تصور آن براي فردي كه با آن قاره آشنايي ندارد بسيار مشكل است آفريقا از يك سو بسيار ساده و قابل حصول است و از سوي ديگر خيلي پيچيده به گونه اي كه چنان مي شود كه افرادي كه به آن كشور سفر مي كند دوست دارند كه سهمي از اين منطقه را از آن خود كنند و از طرفي وقتي دين مسيحيت در آفريقا وارد مي شود به هشت هزار مذهب منشعب مي شود.

سيرالئون هم بخش كوچكي از اين قاره مي‌باشد مساحت اين كشور 73.326 كيلومتر مربع تقريباً يك بيست دوم ايران است كه در غرب آفريقا و در كناره اقيانوس اطلس قرار دارد و 340 كيلومتر مرز آبي با اين اقيانوس دارد. اين كشور از شمال و شرق با گينه و از جنوب شرقي با ليبريا هم‌مرز است.

نام اين كشور برگرفته از لغت «سرالويا» كه توسط كاشف پرتغالي اين سرزمين «پرو دا سينترا» نهاده شد. اين لغت از تركيب دو واژه «سرا» كه در زبان پرتغالي به معناي اره كه مجازاً به رشته كوه‌هايي كه داراي قله‌هاي تيز است و از دور شبيه اره است و «لويا» به معني شير است زيرا زماني كه كاشف پرتغالي به آن كشور رفته بود باران بسيار تند و توأم با رعد برق شديد بود كه آن را به غرش شير تعبير نموده است.

سيرالئون كشوري بسيار سرسبز با جنگلهاي فراوان است كه تقريباً يك چهارم مساحت اين كشور را پوشانده است. جنگلها علاوه براهميت اقتصادي و تأثيرات محيطي براي مردم سيرالئون دراي قداست بود و بسياري از امور مذهبي و مراسم سنتي را در جنگل انجام مي‌دهند. از ويژگيهاي خاك در اين سرزمين جذب سريع باران است بطوري كه دقايقي بعد از بند آمدن باران اثري از آب در خيابانها مشاهده نمي‌شود.

اين كشور داراي پيچيدگي هاي فراوان و تضادهاي عجبي است بطوري كه با توجه كه طبيعت، در اين منطقه كشاده دستي و سخاوتمندي خود را نشان داده مانند بارانهاي موسمي سالانه، خاك نسبتاً مناسب، ساحل طولاني كه در آن مرغبوترين ماهيها به وفور يافت مي‌شود و معادن الماس و طلا كه به سهولت قابل استخراج است اما متأسفانه عليرغم مهرباني طبيعت، فقر و تنگدستي در آنجا بي‌داد مي‌كند آب آشاميدني در دسترس نيست و ميزان بارندگي در فريتاون در جهان كم‌نظير است و روشنايي در اين كشور يك استثنا است و خاموشي يك قاعده و اگر خانه‌اي در ماه يك هفته برق داشته باشد شكرگذار دولت مي‌گردد. معادن آنها توسط بيگانگان و همدستان داخلي آنها به يغما رفته و مردم از آن بهره‌اي نمي برند.

و آموزش نيز براي مردم نه يك حق بلكه امتيازي است كه تنها ثروتمندان از آن بهره‌مند مي‌شوند.

 

انواع قبيله در سيرالئون

در سيرالئون 18 قبيله و يا 18 گروه نژادي وجود دارد كه از مهمترين آنها مي‌توان مندي‌ها و تمني‌ها اشاره كرد.

1.      قبيله مندي

-         35 درصد كل جمعيت سيرالئون است

-    رئيس قبيله از ثروتمندترين افراد است كه داراي چند منبع درآمداست 1. بهترين زمينهاي دهكده به وي تعلق دارد 2. كشاورزان موظف به كار كردن در زمين‌هاي او هستند، 3. بخشي از درآمد روساي تابع به وي تعلق دارد 4. افراد زيردست براي او هديده مي آورد 5. بخشي از قرباني و نذورات مردم به او تعلق دارد.

-         روساي قبايل از طريق سخنگو (لاوالي) با مردم صحبت مي كند و خود را برتر از مردم مي‌دانند

-    در اين قبيله ازدواج يك ارزش است و كسي كه ازدواج نكرده باشد به نوعي تحقير مي‌شوند مخصوصا براي زنان. در اين قبيله علامت تشخص و ثروت تعدد زنان است

-         حداقل سن ازدواج دختران 14 سالگي است .

 

2.      قبيله تمني

-         يكي ديگر از قبيله بزرگ در سيرالئون تمني ها هستند با 30 درصد جمعيت كل

-         بيشتر اعضاي قبيله تمني ها مسلمانند و درصد كمي از آنها مسيحي و آنيميست هستند

-         قبيله تمني ‌ها پايبندي و تعهد بيشتري نسبت به اسلام دارند.

-         لقب رئيس قبيله باي است و پس از انتخاب نمي توان آن را خلع كرد

3.      قبيله ليمبا

4.      قبيله بولوم و...

 

اقتصاد

مهمترين شغل در سيرالئون كشاورزي و ماهيگيري است كه حدود هفتاد درصد مردم روستا و حاشيه شهرها به كشاورزي مشغلوند كه حدود سي درصد توليد ناخالص ملي را تشكيل مي‌دهند كه به دو قسمت است 1. كشاورزي صادراتي: كاكائو، قهره، روغن نخل، بادام زميني و...  2. مصارف داخلي

غذاي اصلي مردم سيرالئون برنج است

 

جایگاه بانوان در فرهنگ سنتی

در فرهنگ سنتی سیرالئون، زنان جایگاهی پایین تر از مردان دارند و تنها با حمایت مردان قادرند زندگی سالم و مورد قبولی داشته باشند. اگر زنی شوهر نداشته باشد باید سرپرستی وی را یکی از بستگان مرد و یا حتی زنان سالخورده ای که دارای شوهر بوده و فرزند دارند، عهده دار گردند، اما اين سرپرستي به منزله حمايت اقتصادي نيست.

زنان هنگامی که در خانواده پدر هستند، تحت قیمومت اویند و پس از ازدواج تحت سرپرستی شوهر و خانواده اش قرار می گیرند. حتی پس از مرگ همسر طبق یک سنت قبیله ای زن باید به عقد ازدواج یکی از برادران شوهر در آید مگر اینکه مهریه خود را پرداخت نماید و از سلطه این خانواده رهایی یابد.

در جوامع روستایی و نقاطی که آداب و رسوم سنتی و کهن حاکم است چندهمسری رایج بوده و به داشتن فرزندان زیاد افتخار می کنند. در این نواحی زنان نه تنها برای شوهران مشکلات اقتصادی به بار نمی آورند بلکه در تقویت بنیه خانواده آنان از طریق فعالیتهای مختلف می کوشند. زنان در روستاها غالب کارهای کشاورزی را بر عهده دارند و مردان تنها شخم زدن و کارهایی را که مستلزم نیروی بدنی است انجام می دهند، از این جهت در دهه های گذشته حتی زنان ترجیح می دادند که با مردی زندگی کنند که دارای چندین همسر باشد و مردان نیز چنین فکر می کردند که داشتن یک همسر آنان را فقیر می کند و زنان متعدد توان اقتصادی و در نتیجه پایگاه اجتماعیشان را ارتقاء می دهند، زنان هم وقتی در چنین خانواده ای باشند کارها را بین هم تقسیم می کنند و در نتیجه فشار کمتری را متحمل می گردند. البته در سالهای اخیر به دلیل تحصیلات و گرایش به زندگی شهر و نیز تماس مکرر با انسانهای باسواد و همچنین در اثر فعالیت گروههای مذهبی و برخی سازمانهای دولتی، چندهمسری به تدریج کاهش یافته است ولی این رسم هنوز در بین رؤسای قبایل، افراد متمکن و سالخورده یک نوع تشخص اجتماعی محسوب می گردد و همچنان متداول می باشد.

 

نامگذاري فرزندان

وقتي بچه‌اي در اين كشور بدنيا مي آيد نام او را طي مراسم خاصي انتخاب مي‌كنند. نامي كه براي فرزند خود انتخاب مي‌كنند تا حدي بيانگر وضعيت فعلي آن خواهد بود به عنوان مثال اگر بچه رنجور باشد و احتمال تلف شدن داشته باشد او را «كاساگبو» مي‌نمامندكه مبين حالت مرگ و زندگي است

در اين كشور در هر مرحله زندگي چند بار براي فرزند خود نام انتخاب مي كنند مثلا زماني كه ازدواج مي كند، يا اينكه رئيس قبيله و... اتفاق مي‌افتد.

 

ازدواج:

ازدواج به سه صورت انجام مي‌پذيرد:

1.   ازدواج مسجدي يا كليسايي: كه دراين حالت دونفر كه توافق رسيدند در مسجد يا كليسا پيمان زناشويي مي‌بندند كه اين امر معمولا در شهرها اتفاق مي‌افتد.

2.   ازدواج احترامي: دراين نوع ازدواج معمولا خانواده دختر وقتي پسري را كه از نظر موقعيت اجتماعي بالاتري براي دخترشان پيدا مي كنند دختر خود را به اون هديد مي‌دهند. اين امر براي روستاييان كه ميخواهند به شخص با نفوذي نزديك شوند عادي است.

3.      ازدواج سنتي: در اين نوع ازدواج باتوجه به صلاحديد خانواده دختري را انتخاب و از او خاستگاري ميشود

 

بهداشت:

در سيرالئون به علت هواي مرطوب و مساعدي كه دارد روي شيرواني‌ها، آسفالت و سيمان كف خيابان گياه رويش مي كند به همين خاطر مي‌توان پي برد كه محيطي مساعد براي انواع بيماريها مي‌باشد از مهمترين بيماريهاي رايج دراين كشور مي‌توان به مالاريا، تب زرد، بيماري خواب، بيماريهاي انگلي، فلج، آبله، جذام،كردم گذاردن بدن يا پافيلي، ورم چشم و... اشاره كرد

باتوجه به سطح پايين بهداشت در اين مناطق و عدم رعايت بهداشت جمعيت قابل توجهي در اين كشور به بيماريهاي فوق مبتلا مي شوند كه يا از طريق جادوگران و يا دكترهاي سنتي مداوا و يا از دست مي‌روند.

در پايان بايد اشاره كرد دكترهاي سنتي در مهار كردن بيماريهاي بومي در اين كشور موفق عمل كردند به همين خاطر جايگاه خاصي در بين افراد اين قبايل دارند.

 

منابع:

-         شكيبا، محمدرضا(1378)، سرزمين و مردم سيرالئون، تهران، انتشارت بين‌المللي الهدي

-         گزارشات واصله از نمايندگي فرهنگي سيرالئون